تبليغاتX
شیخ عبدالله نبوی - دعای باران 2
دوشنبه 1 مهر1387
دعای باران 2
 

این متن از سیاوش است. خاضعانه با خدا سخن می گوید و از سر نیاز.

من مطمئنم خدا دعای مرا و سیاوش را اجابت خواهد کرد هر گاه اراده فرمایند.بارانی با دانه هایی درشت

 

پروردگارا،

خشکی و خمودگی

در جان این گیاهان رسوخ کرده است.



پرستوهای تشنه،

دیگر نای آوازشان نیست.


ترانه های دلکش،

در میان صخره های خشن لانه گزیده اند.


زمین هم چروکی فرتوتی بر جبین گرفته است.


آسمان، روی زرد، سر در گریبان فرو برده است.


شهر من،

حتی یکی از خاطرات خوشش را هم به خاطر ندارد.




بار خدایا...


باران رحمتت را به فلب آسمان نیلگونت هدیه دار

تا بر ما ریزش کند و زایش.

تا جاری گردد و به بار نشاند.


آمین، ای پروردگار پدید آورنده.

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 20:20 | | لینک به این مطلب