چهارشنبه 30 مرداد1387
سعی میان صفا و مروه
این پست تقدیم به پاک.
دوستم می گفت:
هفت بار بیهوده از این طرف به ان طرف .به دنبال سراب.
و باز از ان طرف به این طرف.
با تکان ها یی گاه به گاه به نام هروله. به دنبال سراب.
او به دنبال آب می گشت در جایی که آب نبود. آب آنطرف تر نزدیکش بود. آب در زمزم بود. زیر
پای اسماعیل .
او به دنبال آب در جایی می گشت که آبی نبود . آب آنطرفتر بود و دوستم می گفت:
این همه ی زندگی ماست در جایی به دنبال آرامش امکانات شادی پول امنیت ... می گردیم
که آنجا نیست در جایی که آنجا هیچ چیز نیست .
همه چیز نزدیک ماست . کمی آنطرفتر .........
فقط کافی است از این همه هروله خسته شویم و نگاهی بیندازیم به کمی آنطرفتر که
جانمازمان پهن است . رو به قبله ای که حاجتگه جمله ی جهان است .
می بینی پاک ؟
می بینی ؟
نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 23:14 | | لینک به این مطلب

