تبليغاتX
شیخ عبدالله نبوی
یکشنبه 15 دی1387
محرم
 

این متن تقدیم به دخترم که عاشق محرم است فاضلانه

اصفهان سیاه پوش است به خاطر ماه محرم

وهرکسی یک جوری دارد عوض می شود زندگی اش با روز های قبلش.

و من این عوض شدن را احساس می کنم در زندگی نزدیکانم و دوستانم.

یک جور هایی مثل ماه رمضان است ویکجورهایی با ماه رمضان فرق اساسی دارد این

 ماه محرم برای ما ایرانیان.

انگاردر محرم همه احساس نوعی جمع گرایی دارند در حضور و تجمع و احساس و

شور و هیجان.

و اما در رمضان انگار یک جور در خود فرو رفتن است در تنهایی خویش.

 

 

 

وگویی محرم و رمضان با هم دو معلم دلسوزندما دانش اموزان اسیر روزمرگی را انگار.

وقتی این بیشتر نمود  می یابد که می بینم مستخدم مدرسه امان داشت کارهایش

را زودتر راست وریس می کرد با سرعت تمام تا زودتر به مراسمی برسد در

 روستایشان که دارند برای محرم تدارک می بینند در باب تعزیه و عزاداری .

روح عظیم امام حسین دارد ما را زنده می کند از پس سالهادرد و رنج ودارد دور هم

نگاهمان می دارد با این همه دوری و گرفتاری.

به دوستم گفتم حتی اگر همه ی فضایل این ماه پر درد و رنج را نادیده هم بینگاریم

بی معرفتانه هم که نادیده بینگاریم اما هنوز یک اثر عمیق در این ماه پر برکت می ماند

 که ستودنی است.

دور هم جمع می شویم

پرده سیاه می اویزیم

اشک می ریزیم بر مصایب اهل بیت که بوزینگان را در خواب دیده بود وسر بریده ی اقا

را سالها قبل گریسته بود پیامبر لطف و احسان.

و دوستم می گفت که ارباب روزی به دخترش که کودکی بود هنوز گریست و او را

گفت که اینده سختی داری بابا!

واو به کودکی این را فهمیده بود که مادرش به او بارها گفته بود که مصیبت خواهد

کشید در صحرای کربلا بر نعش برادر اسیر بر کوهان شتر.

می بینی بابا!

محرم چقدر زیباست۱

 

 

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 11:43 | | لینک به این مطلب