تبليغاتX
شیخ عبدالله نبوی
یکشنبه 16 تیر1387
شیطان
 

این متن تقدیم به پویا.که همیشه داناست.

شیطان به خدا گفت:

تا قیامت به من مهلت بده.

خداوند فرمودند:

مهلت خواهی داشت.

گفت: در راهشان کمین خواهم کرد...و انگاه از جلو و

 پشت سر و راست و چپشان به سراغشان خواهم

رفت............

اربابم فرمودند:

جلو یعنی اینده را برایشان تباه جلوه دادن و ناامید کردن.

پشت یعنی افسوس خوردن از گذشته.

راست یعنی شک کردن در ماورا.

چپ یعنی هوای نفس و شهوات.

می بینی پویا!

چپ و راستمون رو بستند.

جلو و عقبمون رو بستند.

به قول دوستم:

ما را چگونه زیبد دعوی بی گناهی؟

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 23:31 | | لینک به این مطلب
شنبه 15 تیر1387
راستی
 

این متن تقدیم حمید. به پاس زبان روزه اش

مطمئنا دنیا را می شود با چشمهایی متفاوت دید.

و وقتی با چشم خاصی به دنیا نگاه کردی انوقت ارام ارام دنیا همانطوری می شود.

 و انوقت بقیه ی نگاه ها را مجازی می پنداری.

اما من به نگاهم اعتماد نمی کنم.

و خودم به فکر دیدن چیزها نیستم.

می نگرم تا مردمی را بیابم که نگاه خاصی به دنیا دارند.

مردم معتمدی که چشمهایی باز دارند.

انگار وقتی به تو می نگرند همه ی وجودت را می کاوند.

هر جور دنیا را بنگرند من نیز به انها اقتدا می کنم.

و به انها اعتماد می نمایم.

دوستم می گفت:

اربابم پیامبر(ص) مردی را دید که به فرزندش وعده ای می داد تا فعلا او را ارام کند.

ارباب به او فرمودند:

به فرزندت قول دروغ نده.

و دوستم می گفت همچنین روزی پیامبر مردی را دیدند که به دروغ دستش را به گونه ای گرفته بود تا

اسبش را بفریبد و به خیال علف به دنبال او برود.

ارباب به او فرمدند :

اسبت را وعده ی دروغ نده.

من خوب می دانم که مخاطبین عام و خاص این وبلاگ مرا متهم خواهد کرد که خودت اینجوری نیستی.

و حقیقتا هم اینجوری نیستم.

اما خیلی دوست دارم اینجوری باشم .

و مهمتر از این انکه دوست دارم مخاطبین من اینجوری باشند.

 

 

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 1:16 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 4 تیر1387
روز مادر مبارک
تقدیم به مادرم

به مناسبت روز مادر

مادرم

اخمش هل بود

خنده هاش عود.

دوستم می گفت:

نکنه مادرت از مهاجران هند بوده؟

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 7:49 | | لینک به این مطلب