تبليغاتX
شیخ عبدالله نبوی
یکشنبه 15 اردیبهشت1387
ینزل الله کل لیله
اربابم پیامبر (ص) فرمودند:

فرود می اید خدای تبارک وتعالی هر شب به سوی اسمان دنیا در یک سوم پایانی شب.

سپس می گوید:

هر که مرا بخواند به او جواب میدهم.

هرکه از من بخواهد به او می بخشم.

هر که طلب بخشش  کند او را می بخشایم.

تا اینکه سپیده بدمد.

این حدیث را در کتابی خواندم که زیاد معتبر نبود.

ببینید اصل ان کجاست؟

چگونه بوده است؟

نظرتان را هم بگویید.

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 19:54 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 8 اردیبهشت1387
مار
این متن تقدیم به دوستم حسین متقی. با ان لبخند های قشنگش.

استادم فرمودند:

یک روز یک نفر را به خانه ای فرستادند.

خانه ای مثل بهشت.باغ در باغ.

و پر از امکانات امروزی.سونا و استخر و اینا و ایناو اینا.

او حق نداشت از باغ خارج شود.

وچرا خارج شود؟

 بیرون عدم بود.هیچ نبود.

اما به او هشدار دادند که در این باغ ماری است زیرک.

به او گفتند که ان مار چقدر خطرناک است.

در گوشه ای پنهان می ماند درکمین.

پشت مبل. درون کمد. لای پتو.

انوقت او باید چکار کند؟

استاد گفت او چهار راه دارد:

۱- ان مار را اسیر کند در قفسی و با او دوست شود.

او اربابم پیامبر بود که فرمود:اسلم الشیطانی بیدی

۲-ان مار را بکشد و از دستش راحت شود.

او اربابم علی(ع) بود. او عیسی (ع) بود.

او زکریا(ع) بود

۳-همیشه حواسش را جمع کند. وقتی می خواهد بخوابد پتو را بکاود

می نشیند مراقب باشد

راه می رود خود را بپاید

....................................................

۴-بی خیال شود و بگوید این دو روزه عمر کرای این کارها را نمی کند.

علی الله. هر چه می خواهد بشود.

من که حال این کارها و این دقت ها را ندارم

هر چه می خواهد بشود

دنیا مال ماست

هرکاری می خوای بکن

اصلا اون ماره یه توهمه

یا یه دروغ بزرگ برای ترسوندن ما

اصلا می خواد باشه

می خواد نباشه

نظر غربی را عشق است

.............................................................

اره حسین!

استادم اینها رو گفت.

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 0:31 | | لینک به این مطلب