تبليغاتX
شیخ عبدالله نبوی
جمعه 28 دی1386
نماز امام زمان
 

این نامه را دوست خوبم جواد به من داده.تقدیم به همه ی دوستان.

امیدوارم خودم هم بهره ببرم.

نماز امام زمان
مرحوم سید بن طاووس در کتاب جمال الاسبوع میفرماید:


نماز حضرت صاحب الزمان عجل الله دو رکعت دارد . درهر رکعت سوره حمد ر

ا تا (ایاک نعبد وایاک نستعین) می خوانی آنگاه این آیه را100 مرتبه میخوانی

 و پس از آن سوره اخلاص را می خوانی و بعد از نماز این دعا را می خوانی :


(اللهم عظم البلاء و برح الخفاء وانکشف الغطاء .............. )


در کتاب مکارم الاخلاق آمده است : روایت شده هر مرد وزن مومنی این نماز

 را واین دعا را بخواند در های آسمان برای اجابت به رویش گشوده خواهد

 شد وهمان وقت اجابت خواهد گشت و این از فضل خداوند بر ما و بر مردم

 است.

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 16:58 | | لینک به این مطلب
جمعه 21 دی1386
امام حسین ( ع)
این پست تقدیم به ( سرگیجه). کسی که او را نمی شناسم. و مرا از خواب بیدار کرد.

می کفت:

عرب "انتقام قهرمانانش را که به دست علی(ع) کشته شده بودند "

 در صحرای کربلا " از فرزندش حسین ( ع) گرفت.

و دوستم ( صائب) گفت:

بود ده روز سالی موسم این گوهر افشانی

به غفلت  مگذران   بی گریه  ایام محرم را

سرگیجه!

می بینی داداش!

انگار همه اهل حالند!

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 20:28 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 20 دی1386
یه رمز
این متن تقدیم به اون خانمی که برای همسرش دل می سوزاند و همسرش

 نامرد بود. اون خانم

خیلی دلتنگ بود. همانقدر که شوهرش نامرد بود.

دوستم بهم گفت:

مایوس نشو.

گفت:

این رمز رو می دونستی که اگه برای یه چیز یا یه نفر زحمت بکشی لزوما

نباید در وجود همون یه نفر یا یه

 چیز نتیجه ی تلاشت رو ببینی؟

گفت:

ممکنه تو برای اون خیلی زحمت بکشی و ببینی که نه تنها نتیجه نگرفتی

که بدتر هم شده.

گفت:

می دونی نتیجه ی زحمت ها کجاست؟

گفت:

جایی که باید باشد.

مثلا ممکن است نتیجه ی زحمت های یک پدر و مادر برای فرزندشان در

زندگی نوه اشان یا نبیره

اشان به بار بنشیند.

گفت:

نتیجه مثل یک بذر است که در هر حال به نتیجه می نشیند

گفت:

ما فقط باید زحمت بکشیم و پر تلاش باشیم و به نتیجه فکر نکنیم.

گفت:

زحمت بکش و ارام باش.با لبخندی که گوشه ی لبت می نشیند.

... و من چقدر شاد بودم. چه رمزی فهمیدم.

وخواهرم گفت:

امشب چقدر شادی!

او نمی دانست که من چقدر شادم.

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 0:10 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 12 دی1386
مصیبت
.... می گفت:

خداوند مصیبت ها را تقسیم کرده است.

می گفت:

قسمت همه مساوی است.

اما همه ........................

عید غدیر این ها را به من گفت.

و من هیچ نمی فهمیدم.

اما پاک می فهمید.

چگونه؟

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 0:23 | | لینک به این مطلب
شنبه 8 دی1386
 

دوستم علی که فامیلش رو نمی دونم که جزو گوسفند هایی است که زندئگی رو یه جور دیگه روایت

می کنند  این رو نوشته بود.

یک جمله اش رو حذف کردم.

بقیه اش تقدیم به شما:

 

مدرسه که نمیرم

دانشگاه هم که نمیرم

سفر هم که نمیرم

فضا هم که نمیرم

قربون هیچ کی هم که نمیرم

 

شبا می خوابم

روزا بلند میشم

صبحونه می خورم

یه عالمه کره هم که میخورم

نهار میخورم

شام میخورم

تلویزیون میبینم

داد میزنم

قاه قاه که میخندم

 

دیگه ...

وایسا یه لحظه

ممم

پای اینترنت میشینم

چیزای بد هم که نگاه میکنم

همه ی پولام رو  واسه اینترت میدم

پلک نمیزنم

هوا که سرد میشه میلرزم

هوا که گرم میشه عرق میکنم

دیوونه که میشم هیچی نمی فهمم

پام که گاهی وقتا همین طوری میلرزه

دارم کچل هم که میشم

دندونام هم که پر کردم

دندونم هم که درد میکنه

گاهی اوقات مسواک هم که نمیزنم

کلاه که سرم می زارم

............................................( این رو حذف کردم.)

فندکم که دارم

فندکم هم که هی کار میکنه هی کار نمیکنه

سیگاری هم که ضمینه شو دارم

غلط املای هم که دارم

کامپیوتر مون هم که خراب

دستام هم همین طوری میلرزه

نارا حتی اعصاب هم که دارم

مطربی هم که میکنم

آواز خانوم ها رو هم که گوش میدم

شنا هم که بلد نیستم

از رانندگی هم که میترسم

 

پول هم که میدزدم

صبحا هم که سلام نمیکنم

 

پول هم که ندارم

فوتبال هم که بلد نیستم

 

و خیلی چیزای دیگه که الان پولم تموم شده و نمی تونم دیگه بنویسم.

 

به خیالم انگار واکسن مرگ زدم!

 

هه!.

 

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 9:54 | | لینک به این مطلب
شنبه 8 دی1386
یا علی
 

این پست تقدیم به دایی جان عزت الله . که خیلی با مرام بود.

دوستم می گفت:

در نجف اشرف که بودم  دوستت را دیدم . پنجره های ضریح حضرت علی(ع) را گرفته بود و اشک می بارید و مثل یک مرد فریاد می زد:

یا علی!

به فریادم برس.به دادم برس.

و من خودم دیدم که علی(ع) به فریادش رسید.

می بینی پسر خاله!

عجب این علی(ع) با مرامه!

عید بر همه ی دوستانم مبارک!

نوش جانتان حب اربابم علی و اهل بیت علیهم السلام

 

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 9:39 | | لینک به این مطلب
جمعه 7 دی1386
یک تصمیم مهم
چه پسر خوبی بود این دانش اموز امام صادق (ع)

منو به خودم برگردوند

هیچوقت مثل این چند روز به خودم فکر نکرده بودم

خدا پدر مادرش رو حفظ کنه

من همه ی صحبت ها رو قبول کردم

مثل اخر های فوتبال  که باخت رو قشنگ می پذیرم

در ترم دیگه من یه جور دیگه  می شم

انشا الله.

دوستم می گفت:

گر خدا خواهد نگفتند از بطر           پس خدا بنمودشان عجز بشر

انشا الله :

توی ذق کسی نمی زنم

وقت کلاس رو کمتر می گیرم

و

سعی می کنم به وظیفه ام عمل کنم

قول مردونه می دم.

قول می دم.

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 0:24 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 2 دی1386
این منم طاوس علیین شده
من اقای سعید رییسی رو دوست دارم چون:


1-هیچ وقت سر کلاس هاش بچه ها رو مسخره نمیکنه


2-هیچ وقت وقت کلاس رو با حرفهای حاشیه ای نمی گیره


3-دروغ نمیگه


4-فکر نمیکنه کسانی که روبروش نشستن هیچی نمی فهمند


5-میدونه که در برابر بچه های مردم وظیفه ای داره و خوب اون رو انجام مید

ه
6-اهل شعار دادن نیست(بدون عمل)


7-تو ذوق بچه ها نمی زنه


8-حق بچه ها رو ضایع نمی کنه


9-و بالاخره اینکه میدونه از کجا اومده و به کجا میره و رسالتش چیه



........................ افسوس کاش همه معلم ها این طوری بودند

 


نظر شما چیه آقای نبوی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 0:13 | | لینک به این مطلب