تبليغاتX
شیخ عبدالله نبوی
پنجشنبه 26 مهر1386
دکتر صدری
......جلسات دکتر صدری شروع شد

 

حکیم شفایی دوم

 

یادتون که هست

 

فکر کنم ساعت هفت

 

یکی برای من ضبط کنه

 

ممنون

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 22:57 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 10 مهر1386
سکوت
.........این پست تقدیم به مهدی صبری. به پاس سکوت هایش که گاه طولانی است.

....اربابم علی ( ع ) فرمودند:

پیش از این دوستی داشتم که بیشتر روزگارش را ساکت بود.

و چون حرف می زد از همه ی گویندگان برتر بود.

حرف هایش تشنگی را فرو می نشاند.

شاید می توانستند در حرف زدن بر او پیشی بگیرند.

ولی در سکوت کسی نمی توانست از او پیشی بگیرد.

 

می بینی مهدی!

در ازل هم زعشق بویی هست       گل گریبان دریده می اید

سکوتت نوش جانت.

همه ی کسانی که حرفهای سکوتت را نمی فهمند فدای یک تار مویت.

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 21:35 | | لینک به این مطلب
جمعه 6 مهر1386
ذکر
این متن تقدیم به میثم. به پاس گرمی ایمانش.

................دوستم نسفی گفت:

.....چون ذکر خواهد گفت باید که اول تجدید طهارت کند و نماز شکر وضو گذارد.

انگاه رو به قبله بنشیند و ذکر اغاز کند. و بعضی گفته اند که در ذکر گفتن مربع ( چهار زانو)  نشیند که اینچنین اسوده تر باشد . وبعضی گفته اند که دو زانو نشیند چنان که در نماز. که اینچنین به ادب نزدیکتر باشد.

و شیخ ما مربع می نشست و اصحاب هم مربع می نشستند.

وباید که در وقت ذکر گفتن چشم بر هم نهد و ذکر  در اول چند سال بلند گوید و چون ذکر از زبان در گذشت و در اندرون جای گرفت و دل ذاکر شد اگر پست( ارام) گوید شاید( طوری نیست).

.........و از اذکار  لا اله الا الله  اختیار کند.

 

میثم!

تا حالا اینجوری ذکر گفتی؟

سوار چرخ و موتور که ذکر نمی گند.

نه؟

اونجا باید مواظب باشی قرمز رو رد نکنی.

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 22:39 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 5 مهر1386
صحبت دانا
این متن تقدیم به سیاوش خالدان. به خاطر دستان قوی اش. و پا های قوی ترش.

..........دوستم نسفی گفت:

.....هر سالکی که به مقصد نرسید و مقصود حاصل نکرد از ان بود که به صحبت دانایی نرسید.

..........ای درویش!

اگر سالکی یک روز بلکه یک لحظه به صحبت دانایی رسد و مستعد وشایسته صحبت دانا شد بهتر از ان بود که صد سال بلکه هزار سال به ریاضت و مجاهدت مشغول باشد.

.....امکان ندارد که کسی بی صحبت دانا به مقصد رسد و مقصود حاصل کند.اگر چه مستعد باشد و اگر چه به ریاضت و مجاهدت بسیار مشغول بود.

اره سیاوش!

من این مطلب رو با رگ و جانم درک کرده ام.

می دانم تو نیز خوب درک می کنی.

اینکه اینقدر دوست دارم شما بچه ها با هم باشید نیز به همین خاطر است.

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 0:4 | | لینک به این مطلب
سه شنبه 3 مهر1386
ای درویش
این پست تقدیم به پاک.میهمان ناخوانده ای که صاحبخانه شد.

..........دوستم نسفی گفت:

(  درویش) خزینه های وی ( خدا) را مالامال یافت و به یقین دانست که به هر که می خواهد می دهد و بی علت می دهد.

اکنون بدان در این مقام است که حرص بر می خیزد وتوکل به جای ان می نشیند.

در این مقام است سعی و کوشش بسیار بر می خیزد و رضا وتسلیم به جای ان می نشیند. و در این مقام است که محبت غیر بر می خیزد و محبت خدای به جای ان می نشیند.

ودر این مقام است که غم معاش و اندوه رزق بر می خیزد و در این مقام است که شرک خفی بر می خیزد و در این مقام است که طبیب معزول می شود و منجم باطل می گردد.

اره پاک!

فکر کنم اینجوری باشه

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 22:5 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 2 مهر1386
دعوت
این متن تقدیم به  سحر. به پاس تنهایی خاکستری رنگش.

دوستم نسفی گفت:

... ای درویش!

دعوت وتربیت ان نیست که شقی را سعادت بخشند و نامستعد  را مستعد کنند

و حقیقت چیزها بر مردم اشکارا گردانند.

دعوت وتربیت ان است که عادت های بد از مردم بردارند و زندگانی کردن و تدبیر معاش بر مردم سهل و اسان کنند ومردم را با یکدیگر دوست و بریکدیگر مشفق گردانند و سعی کنند تا مردم با یکدیگر راست گفتار و راست کردار شوند.......

همچنین گفت:

خدای هستی است نیست نما وعالم نیستی است هست نما.

خاله سحر!

این چیزیه که فهمیدنش خیلی مهمه.

ما همه بازیگران رویایی از خداوندیم.

افسانه ای بیش نیستیم.

فقط دست خودمان است که افسانه ای نیک باشیم یا بد.

شاید صبح که از خواب برخیزیم همه چیز یک جور دیگر باشد.

مثل خواب هایی که می بینیم.

یادمه یک روز نوشتم:

..ما همه خوابیم. وقتی می خوابیم از خواب بیدار میشیم.

 

نوشته شده توسط شیخ عبدالله نبوی در 0:2 | | لینک به این مطلب